رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

رادین گل پسر مامان و بابا

مامانی رفت پیش خدا

پسر گلم خیلی وقته که چیزی برات ننوشتم اخه رفته بودیم تهران مامانی (مادر بزرگ مامان)فوت شد خیلی خیلی ناراحتم مامان جون به خاطر همین نتونستم بیام اخه یه هفته اونجا بودیم و دسترسی به نت نداشتم مامان جونم نمیدونی چقدر از دست دادن یه عزیز سخته خدا رحمتش کنه
17 شهريور 1391

رادینم حرف میزنه

پسر خوشگل مامان چند روزه که د د د میگه تازه از دیروز پریروز با با هم میگه و باباییش کلی ذوق میکنه ولی پسرم مامان نمیگه خوب طفلی  کسی بهش  یاد نداده اینقدر بابایی در گیر اموزش بابا گفتن بود که ماما فراموش شد ...
2 شهريور 1391

سوغاتی مکه

دیروز مادرجون از مکه اومد و مراسم افطاری توی تالار داشتن چندتا هم سوغاتی واسه پسرم اورده دستش درد نکنه و ان شا الله همیشه سالم باشه             ...
26 مرداد 1391

پسر عمه داره میاد

یک ساعت دیگه عمه جون میره بیمارستان تا واسه پسر گلم همبازی بیاره رادین مامان داره پسر عمه دار میشه و منم واسه اولین بار زن دایی امیدوارم عمه جون و نینیش هردو سالم و سرحال باشن دیشب که این خبر رو شنیدم یه دفعه یاد خودم افتادم و کلی استرس گرفتم خدا همه مامانا و نی نی هارو خودش حفظ کنه ...
26 مرداد 1391

بی تابی

رادین مامان ، سه چهار روزه که خیلی بیتابی میکنی دم دم های غروب شروع به نق نق میکنی دیشبم خیلی بد خوابیدی و صبحم ساعت شش بیدار شدی نذاشتی من و بابایی هم بخوابیم اخه بیدار شدنت همانا و اواز خوندن و سخنرانی کردنتم همانا  نمیدونم چی شدی شاید مال دندونت باشه امروزم که کلا ساز ناکوکی گلم همش گریه و نق نق
23 مرداد 1391

دندون کوچولو

خبر          خبر صدتا خبر  گل پسر ناز مامان دندونش نیش زده امروز صبح دیدم دیشب اینقدر بد خوابید و اذیت کرد نگو کوچولوی نازم داشته دندون در میاورده سرما خوردگی و ابریزش بینیشم مال همین بود خیلی خوشحالم قرار شده اش دندونکش رو عید فطر بپزیم ان شاالله   ...
19 مرداد 1391